تازه ترین شعرهای ادیب
مادرم دست هایش از قبر بیرون بود
گل دستش نبود نه مطمئنم
شاخه ای زیتون دردست راستش
خنده ام گرفت مادرم هرگز زیتون دوست نداشت
همیشه روغنش را به پوست گربه می مالید
فال گیر گفت :
مادرت زیتون را برای پوست آسمان آورده بود
تا دست های فرشته ها را کبوتر ببندد
من دیشب به خدا اعتقاد آوردم
وبا چشم های تو مست شدم
و
حالا نمازعاشقی را درتباویز آغوشت به استخاره نشستم
ایاک نعبدوا چشمانت
ونستعینوا خدایی را که مادرم را زیتون پرست کرد
ومن چقدر مسلمان ترم
وچقدر می فهمم که مادرم هنوز زنده است
وچقدر دوست دارم مادرم را بغل بزنم
برگرد
خواهش می کنم
من همین بغل عاشقت شدم
یادت می آید وقتی
به گردوگلابی می گفتی
چقدراشتباه رقصیدی
چقدر خندیدی
سیبی از لبت افتاد ومن فهمیدم
تو زنی در حوالی بدمستی های منی
ومی توانی برای بادبادک ها خواهری کنی
دست هایم را بشماری
وزنم را رنگ بزنی
تورپهن کنی وچشم هایم را زیگزاگ بدوزی
ومن را توی یک تابوت غربال کنی
وحتا اجازه می دهم برایم
هم کمی آواز نمک بزنی
نازنین
برگرد
دلم برای طعم نگاهت تنگ شده استقبلا هم گفته بودم باد می آید
صندلی تکان می خورد
برگ می افتد
مادر بزرگ قبرخودرا سه گوش می بیند
کلاغ حاشا می کند – هرچهل بار درثانیه-
گوشت می گیرد
هوارمی شوی درخودت
اما تو باورنکردی که
صندلی هم تکان می خورد
مادربزرگ می میرد
کلاغ راست نمی گوید
گوش هم ممکن است بگیرد
حالا دیگر تقصیرباد چیست اگر
لب هایت هنوز خیس است
برصورت تعویذبازوت خال باشد
شایدتوباشی وتبی که سربرارد
یک اتفاق تازه بال وپربرارد
شایدندانم های تو یعنی کبوتر
یک آسمان آیه برای سهم باور
شایدتوباشی ودلی که آسمانیست
شایددوچشمانت خدای مهربانیست
وقتی که می رفتی پرستو بود ومهتاب
یک سایه می لغزید در تکثیر یک آب
یک سایه می جوشیداز اندام چشمت
یک پلک خسته می پرید ازبام چشمت
یعنی توامشب معنی اشک منی باز
یعنی بیا بامن عزیز عشوه پرداز
حالاخدایعنی تمام انتظارم
گرچه نمی آیی ولی شورتو دارم
می بوسم آن طعم تپش های لبانت
یک آیینه فهمیده درد آسمانت
حالامن اینجامینویسم کاش بودی
حالاصدای خنده ات درگوش جانم
یعنی که شعربودن خودراسرودی
٫٫٫٫
حالا شدم انگشتری بردست شعرت
یعنی صدای نبضتان رامیشناسم
یعنی تواحساس قشنگ تاخدایی
بی توولی اززآسمان هم می هراسم
،،،،
من تب گرفتم ازتجلی قدم هات
حالابیامن رابه آغوش خدابر
ازنسل بارانم زطعمی خیس آیم
من رامیان اوج طوفان بی صدابر
شاعرشدی چشم بدت دورست اما
یک ایینه تاب غزل درمن بپیچان
تامن برقصم درخراب گونه هایت
درطعم لبهایت شوم اینگونه پنهان
برگردباران
وقتی تو باران را بهانه کردی
تنها صدای باد بود که نبضم را طنین انداخت
وحالا تودر کدام نشانه به چهار راه ناگفته ها رسیدی که من برای بی نشان بودنت کلاف بزنم
قضاوت را به کبوتر واگذار کن
همهیشه برای مشق هایت
نبض بردیا را نشانه می گفتم
ومن باز کلمه می شدم تولدت را
بوی نگاه تو که طعمی ازبهاری
یعنی توامشب مثل شب های طلایی
گفتی که شاید توی وبلاگم بیایی
توآمدی صحرای قلبم گرم گرم است
چشمان مشتاقم زلطفت غرق شرم است
حالا من اینجایم ومشتاق نگاهت
مشتاق چشمان بلاجوی سیاهت
امشب خدا یک بندانگشتم خبرشد
خواب ازحضورگرم مهرت بی اثرشد
قالی شدم درانتظار خسته هایت
بنشین دمی ارام گردد موج پایت
به به دل من موج رقصابش شررزد
آتش زنبض خامش این سینه سرزد
توامدی دل شد دوباره جاده ی عشق
یک مرد آمد مرد داغ ساده ی عشق
یک مردآمدتا تورا اآغوش گیرد
درطعم توفریاد نوشانوش گیرد
حالا برقص ای روسری ابی باد
حالا برقص ای اسمان ترد فریاد
یک ماه میشد ماه تو ازشب بری بود
شب در تب افتاده بری از دلبری بود
شاعر گناهش ماندن در خلسه بی تو
شاید همین ناخواندن درخلسه بی تو
شاعر صدایش کوچه باغی در خزان بود
یعنی نبودی تو دل او بی زبان بود
یعنی توبودی / شعر اوتا اسمان بود
یعنی عزیزم / حس تو چون نردبان بود
یعنی نبودی شب پراز خفاش می شد
کمبود اینکه نیستی تو فاش می شد
یعنی فقط من گریه بودم در تلنگر
یعنی دلم از غصه بی تو نازنین پر
حالا که امشب ماه من خورشید گشتی
ازهجرت نناامدن ها باز گشتی
یعنی دلم دیگر نفس راتازه تر کرد
خودرانمی دانی چگونه اوخبرکرد
رقصیدوبا دست خدا برسینه می زد
طعنه به صافی دل ایینه می زد
دست خدادردست مشتاقش به پرواز
می خواند می جوشید از او امواج اواز
یعنی عزیزم صندلی مال توباشد
یعنی دل من معنی حال تو باشد
حالا بیا بنشین که من روشن شدم باز
روشن شدم بانو ی رویایی پرواز
بازم بیا من طاقت گریه ندارم
ازدوریت چون ابر سرگردان تارم
چشمم ببین یک اسمان شوقش تنیده
فهمیده می ایی شده سیب رسیده
مال توباشد سیب اندام غزل هام
باورکن ای زیبای درگیر نفس هام
هرشب بیاتامن تورا شاعربمانم
یک اشک تازه تربرای تو بخوانم
برای عزیز م
م. استارکی بزرگ
نازنین !!
بهار که می شد
مشک می سابیدم دنیا را
در سرزمینی که باد روسری دخترانه ی کودکی سولماز را
درخود خفه می کرد
وامروز ازآن یادگار
تنها
برگی در سرزمینی دور به نفرین یک باغ نشسته است
نازنین رفتی وابر
برای تنهایی یک درخت گریست
باد بر زمین نشست
و شادآباد نگاهت
هنوز
بوی تبرک یک پروانه می دهد
برگرد
برگرد تا قلابمان کند ماهیی که می لغزد در دستان کودکی یک اشک
نازنین
با این همه وقت
هنوز
نیمکت دوم چشم هایم
منتظر نسشتن لبخند توست
وسیل
به احترام ما
زمین را
خواهد خفت
۱
جوانی من
.....
جوانی من
هنوزهم
برای یافتن تو
درلابلای لب بوسه های قدیم
پرسه می زند
--
۲
سولماز
سولماز
روسری ناخواسته ی باد
...
پریشان می کند ایینه ای را که نیست
وگرمی گیردازدحام درسایه روشن نگاهش
حالا
توفکر می کنی
چقدر منتظردرنیامدن خورشید بمانیم؟ادامه ...
====
۳
· باران
باران هم
دست برنمی دارد ازسرم
کاش نگاهش نکرده بودم
۴-
روشنی غم های من
درسایه روشن احساسم
بال می گسترد
طعمی غمین
...طعمی غمین نرم نرم شریان می یابد
در درازنای وجودم
مهربان
تو
نمی دانی که چقدر من تنهام
مردبه پشتش ایستاده
ومن ؟؟
کاش می دانستی
نبودن کوه برای زنده بودن
چقدر آلاله ها ی تنها را می آزارد
من نشستم که آسمان برود
عاشقی ها زیادمان برود
و نشستم شکوفه گل بکند
باد آید علوفه گل بکند
مانده ام تا سرم هوابخورد
نفسم چشم اشنا بخورد
ونشستم که جاده برخیزد
وعاشقی های ساده برخیزد
عشق باید عمیق بنشیند
ودرونت دقیق بنشیند
عشق با ید کمی نفس بکشد
وبدورتویک قفس بکشد
غیرازین بی طراوتی خوابی
زنده هستی اسیرمهتابی
من نشستم که توخودم بشوی
تادرون گناه من بدوی
من نشستم ستاره غم نخورد
روی خودرا زآسمان نبرد
من نشستم که آشنا بشوم
گوشه ی چشم تو خدا بشوم
ونشستم که عاشقم بشوی
همنشین دقایقم بشوی
بشوی قایق ومراببری
ومراتادل خدا ببری
آمدم تاکه تو دلم بشوی
عاشقانه ترازخودم بشوی
آمدم من ولی توگم گشتی
بازگشتم ولی توبرگشتی
آرزویم صدای اشکت بود
برهرانچه که بود رشکت بود
گفته بودم سفرنمی فهمی
مردی اما خطرنمی فهمی
مردی اما صدات گم شده است
درعمل دست وپات گم شده است
کوچه ها راغلط صدا کردم
قصد دارم دگرکه برگردم
ای عبث که دلم غمت راخورد
حسرت دست رفتنت راخورد
توسرت را به سنگ می بندی
به هرانچه که هست می خندی
وشدی مثل یک تب مرده
عاشقی را زیادخودبرده
رفتم ازتوخدا نگهدارت
خودتوگشته است گرفتارت
![]()
![]()
![]()
وبلاگ اشعار ودل نوشته های دخترم مهر نگار ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
http://kodakanehayemolayem.blogfa.com/
به روز است
| Design By : Night Melody |


